اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
میخواهد باشد - محترم شمرده بشود یا مصلحت عموم ، به این معنا که خانه
را خراب بکنند و پولش را بدهند ، او هم برود جای دیگر اینجا [ عقل ]
میگوید مصلحت عموم مقدم است این چه ربطی دارد به این که " مفهوم قضایا
تغییر میکند " ؟ هرگز تغییر نمیکند در یک شکلش آن زمان هم غلط بوده ،
در یک شکلش در این زمان هم درست است این طور نیست که محتوای قضایا
فرق میکند [ تا بگوییم ] در آن زمان جوری بوده ، و در این زمان جور دیگری
باید باشد .
مثال دیگری ذکر میکنند : امیرکبیر خیلی خوبیها داشته ولی در عین حال
معروف است که خیلی آدم قسی القلبی بوده است در شرح حال او نوشته اند :
[١] روزی از خیابانهای تهران عبور میکرد ، دید یک آلو فروش و یک
سرباز با همدیگر کلنجار میروند ، آمد جلو پرسید : " چه شده ؟ " آلو
فروش گفت : " این سرباز از من مقداری آلو گرفته ، حالا که خورده پولش
را نمیدهد " امیر بدون این که استنطاق و محاکمه ای کند ، ببیند که او
شاهدی دارد یا نه ، یا به فرض این که ثابت شد شاهد دارد ، مجازات او
چیست ، تا این حرف را شنید گفت : " شکم این سرباز را پاره کنید ،
ببینیم این آلوها توی شکمش هست یا نه ؟ " ، شکمش را پاره کردند .
ایشان میگویند : " زمانی این کار ، عدالت بود ولی امروز وحشیگری است
" در همان زمان هم این کار وحشیگری بود عجب حرفی است ! این چه
استنباطی است ؟ ! واقعا مردم آن زمان ، پدران ما در آن زمان ، این کار
را عدالت میدانستند ؟ ! میگفتند امیرکبیر به عدالت رفتار کرده ؟ ! اگر
در آن زمان این کار را عدالت
[١] ایشان این [ حکایت ] را به نادرشاه نسبت میدهند .