اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
برای آن احترام قائل شد ، خود به خود احترام پیدا میکند ، اگر بتی مورد
احترام بشر شد ، چون بشر به آن احترام میگزارد و بشر محترم است ، پس او
هم باید محترم باشد ! نه ، چنین اصلی از قرآن استنباط نمیشود ، بلکه
برعکس استنباط میشود : به خاطر توجه دادن به عکس العملش ، میگوید وقتی
که شما به معبود و مقدسات آنها فحش بدهید ، آنها هم به مقدسات شما
فحش میدهند ، اصلا فحش را کنار بگذارید .
در جنگ صفین - در نهج البلاغه است - امیرالمؤمنین دیدند که اصحابشان
به معاویه و اصحاب معاویه و شاید به بالاترها فحش میدهند ، فرمود : "
« انی اکره لکم ان تکونوا سبابین »" [١] من خوش ندارم که شما فحاش و
سباب باشید ، بلکه برعکس حرف خوب بزنید ، سخنتان دعا باشد ، بگویید
خدایا ! میان ما و این دشمنانمان اصلاح کن ، آنها را به را خیر هدایت کن.
قرآن میفرماید : " « و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله
عدوا بغیر علم »" ، بعد میگوید " کذلک " ( مثل این که این را به
عنوان یک روحیه کلی از این مردم تشخیص میدهد ) " « کذلک زینا لکل امة
عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فینبئهم بما کانوا یعملون » " [١] "
اینچنین برای هر امتی کارشان را در احساسشان زیبا قرار میدهیم " حال چرا
این را به خدا نسبت داده یا نداده ، داستان دیگری است ، ولی اساس
مطلب این است که هر امتی عمل خودش را زیبا احساس میکند ، هر امتی اصلا
احساس و درکشان
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٠٤ [٢] انعام / . ١٠٨