اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
بنابراین ما نمیتوانیم تحت عنوان " نسبیت اخلاق " که اینها ذکر کردهاند و نسبیت آداب را طرح کردهاند ، نسبیت اخلاق را بپذیریم . بعد یک چیزهایی ذکر میکند که در دوره صیادی اخلاق چگونه بود و چه اخلاقی خوب بود ، بعد در دوره کشاورزی چه اخلاقی خوب شد ، و بعد در دوره صنعتی چه شد ، که مطلب مهمی ندارد . سؤال : . ١ اگر کسی را که تعادل رفتاری نداری ( دارای افراط یا تفریط است ) بیمار تلقی کنیم ، میدانیم که بیمار بر تمام اعمال خود کنترل ندارد ، در نتیجه مسؤولیت رفتارش تا حدود زیادی از او سلب میشود ، چنانکه از نظر حقوقی و جرم شناسی بین فرد سالم و مریض تفاوت قائل هستند . . ٢ ملاک تعادل رفتار چیست ؟ تعادل شاید امروزه این طور باشد که اگر کسی مثلا در صف اتوبوس نیم ساعت معطل شد ، نباید اعتراضی کند و گرنه تعادلش را از دست داده و افراط کرده و از نظر دیگران عقدهای است ! تعادل نسبی است و در فرهنگهای مختلف فرق میکند . هر دو سؤالتان خوب بود مخصوصا سؤال اول این مساله که اگر فساد اخلاق بیماری باشد ، تکلیف مسؤولیت چیست ؟ اولا سؤالی نیست که جوابش را ما بخواهیم بدهیم ، جوابش را همه باید بدهند ، و روانشناسها باید جواب بدهند که فساد اخلاقها را ناشی از یک نوع بیماریها میدانند ، ولی جوابش واضح است : انسان از نظر روانی که