اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
یا فرض کنید در فلسفه میگویند : " دور و تسلسل محال است " ، محال است که پیدایش دو شیء متوقف بر یکدیگر باشد ، یعنی پیدایش این ، متوقف باشد به پیدایش آن و برعکس ، یعنی این ، وجودی وابسته به وجود آن و در واقع معلولش باشد و باز آن ، عینا وابسته به وجود این و معلولش باشد ، [ و به عبارت دیگر ] این دو فرد هر دو هم علت یکدیگر باشند ، هم معلول یکدیگر ، نه اینکه از جنبهای یکی علت باشد و دیگری معلول ، و از جنبه دیگر بر عکس ، آن ، دو جنبه میشود [ و مانعی ندارد ] . این ، یک چیزی است در فکر بشر فکر بشر در این جور مسائل استقلال دارد ، یعنی تابع خواستها و مصالح و رژیم زندگی و این چیزها نیست بهترین دلیلش همین است که میبینید در علوم ( فیزیک ، ریاضی ، علوم فضایی ) دانشمندان شوروی و چین که در رژیم خاصی زندگی میکنند - رژیمشان اشتراکی است و نظام زندگیشان یک نوع نظام است - و دانشمندان آمریکایی که در رژیم دیگری درست مغایر با این رژیم و ضد این رژیم زندگی میکنند ، در لابراتوارهایشان وقتی که میخواهند مسائل را مطالعه کنند ، با دو عینک مختلف نمیبینند که چون در دو نظام زندگی میکنند ، او با یک عینک میبیند و یک جور استنباط میکند ، و این با عینک دیگری مطالعه میکند و جور دیگری استنباط میکند ! البته هیچ مانعی ندارد که متد علمی این با متد علمی آن مخالف باشد ، کما این که مانعی ندارد در دو دانشگاه آمریکا دو متد علمی باشد ، یا در چین یک متد علمی باشد ، در شوری متد دیگری باشد ، یا در خود شوروی دو متد علمی باشد ، ولی آنچه که قطعی و مسلم است این است که افکار علمی و فلسفی بشر ، ملعبه نظام