اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
نمیشود پرولتری که بیش از یک نفر بورژوا درآمد دارد ، باز هم پرولتر است و اگر در خدمت ارباب باشد و در زندگی هم تامین و استقلال داشته باشد ، باز هم جنبه پرولتاریایی او کم یا زیاد نمیشود شرایط مادی زندگی منوط به پول درآوردن نیست ، بلکه به کار و حرفه اجتماعی مربوط است . اینجاست که میبینیم انسان موجد تاریخ است عمل انسان بر حسب میل او صورت میگیرد این میل ناشی از افکار آنهاست ، افکار افراد هم زاده شرایط مادی زندگی است ، یعنی شرایطی که به طبقه معین اختصاص دارد " . به این شکل حوادث تاریخی توجیه میشود پس تاریخ را افراد به وجود میآورند مقصود از افراد ، عمل افراد است عمل افراد تابع میل افراد است، میل هم تابع افکار افراد است ، افکار افراد هم تابع شرایط مادی زندگی و شرایط طبقاتی است، پس تمام تاریخ را وضع خاص طبقاتی به وجود میآورد . در فصل دیگر مساله مبارزات طبقاتی را عنوان میکند که نتیجهاش این میشود که تاریخ را - بعد از دوره کمونیزم اولیه ، چون کمونیزم اولیه را نباید " تاریخ " بنامیم - فقط مبارزات طبقاتی و تضاد طبقاتی به وجود آورده است . اینجا برای من یک مجهولی باقی است که [ آیا به نظر ] این آقایان در دوره قبل از پیدایش طبقات - که معتقدند دوره اشتراکی بوده است اصلا بشر تاریخ نداشته ؟ حوادث رخ نمیداده ؟ بالاتر ، بعد که به اشتراک ثانوی منتهی میشود و در آنجا طبقات به کلی از میان میرود ، دیگر موتور تاریخ بی حرکت میماند ؟ در چین و شوروی دیگر این موتور محرک تاریخ کار نمیکند ؟ در آنجا