اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
در قلمرو مالکیت و دارایی شخص قرار میگیرد ، آنچه که در قلمرو مالکیت قرار میگیرد و آنچه که دارای ارزش اقتصادی است مشخص مکتب مارکس این جهت است ، نه فقط مادی بودن تاریخ مادی بودن تاریخ را غیر از مارکس ، دیگران هم گفته بودند . اگر شما از گفته های خود مارکس چیزی آوردید که [ نشان بدهد ] مقصود او از ماتریالیسم تاریخی فقط اقتصاد نیست [ سخن شما قابل قبول است ] من عرض کردم ( ( اقتصاد " ، کی گفتم تنها خوراک و پوشاک ؟ مقصودم این است : " آنچه که موضوع مالکیت و دارایی واقع میشود " زن و فرزند از مسائلی است که جزو دارایی قرار نمیگیرد مسائلی جزو دارایی است که مطلوبیتشان برای بشر " مطلوبیت نوعی " باشد ، یعنی انسان " مثل " این چیز را میخواهد نه " شخص " آن را چطور ؟ فرض کنید که انسان یک انگشتر طلا میخواهد و خیلی دوست دارد [ که آن را دارا باشد ] ، ولی هیچوقت عشق آدمی به شخص این انگشتر تعلق نمیگیرد ، اگر یک انگشتر دیگری صد در صد مثل این پیدا بشود ، برایش تفاوت نمیکند که این یکی [ را داشته ] باشد یا آن یکی را ، و اگر انگشتری بهتر از این پیدا بشود ، قطعا این را میدهد و آن را میگیرد یا پارچه و لباس و اتومبیلی که میخواهد عشقی که انسان به اینها دارد ، به نوعشان است [ نه به شخصشان ] ، و در واقع به فایده و اثرشان است . قهرا همه افراد بشر در اینها علی السویه خواهند بود و اینهاست که قابل مبادله خواهد بود : من این انگشتر را میدهم [ به ] انگشتر دیگری مثل این ، یا به چیز دیگری که ارزشی معادل این داشته باشد و بعد بتوانم با آن ، یکی دیگر تهیه کنم . اما هیچوقت آدمی بچه خودش را روی این حساب دوست