اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
باشد اسلام از آن صرف نظر نمیکند و اگر مفسده مهمی باشد اسلام اجازه نمیدهد - فورا به حکم عقل ، حکم شرع را کشف میکنیم اسلام دینی است که اعلام کرده : " ما از مصلحتها و مفسده های مهم نمیگذریم " امروز عقل ما ( که البته علم هم - یعنی علمی که کشف میکند - عقل است ، هر چه علم کشف میکند برای عقل انسان هم روشن میشود ) مصلحت را کشف کرده ، پس لزومی ندارد که در قرآن و سنت دلیلی داشته باشیم ، اینجا حتما شما باید بر اساسش فتوا بدهید عقل ، این مفسده را کشف کرده ، حتما باید بر این اساس فتوا بدهی پس چون احکام تابع مصالح و مفاسد نفس الامری هستند و این مصالح و مفاسد هم غالبا در دسترس ادراک عقل بشر است ، پس عقل بشر هم نمیتواند خودش قانون اسلام را کشف کند اگر بگویید : " چنانچه اسلام چنین چیزی میخواست ، خودش میگفت " ، میگوییم : چه میدانی ؟ شاید گفته و به ما نرسیده و لزومی هم ندارد که گفته باشد وقتی که همین قدر به ما گفته " عقل خودش یک حجت است " ، " خداوند دو حجت دارد : حجت ظاهری و حجت باطنی ، حجت ظاهری ، پیغمبران اند که عقل خارجی هستند و حجت باطنی ، عقل است که پیغمبر درونی است " ، همین برای ما کافی است این همان چیزی است که خود اسلام گفته است . به دنبال این مطلب مساله دیگری پیدا میشود که فقها آن را طرح کرده اند و آن این که : " شما که این قدر برای عقل شخصیت و استقلال قائل شدید ، اگر در جایی کتاب و سنت به طور صریح و قاطع دستوری داد و عقل به طور صریح و قاطع ضد آن را گفت ، چه میکنید ؟ " جواب میدهند که این فقط " اگر " است ، شما نشان