اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
است . نه ، خود دروغ هم ، جزو دین است که نباید گفت ما باید ببینیم که الان از نظر اسلام ارزش این مستحب و سنتی که میخواهیم انجام بدهیم ، چقدر است ؟ آیا واقعا این زیارت رفتن از نظر اسلام آنقدر ارزش دارد که ما صد تا دروغ بگوییم یا نه ؟ گاهی حساسیت مردم نسبت به دروغ نگفتن کم میشود و کم میشود و نزدیک به صفر [ میرسد ] و حساسیتشان نسبت به زیارت رفتن آنقدر زیاد میشود و زیاد میشود که به حد یک واجب درجه اول [ میرسد ] ولی اصل مطلب درست است ، کلی مطلب درست است . تشخیص این [ موضوع ] با کیست ؟ باز با همان رهبران اجتماع است که اینها را درجه بندی کنند و در اختیار مردم بگذارند و بگویند دروغ را به خاطر هر چیزی نمیشود گفت مگر به خاطر فلان چیز و فلان چیز و . . . به هر حال باب تزاحم یعنی باب جنگ مصلحتهای جامعه در اینجا یک فقیه میتواند فتوا بدهد که از یک حکم به خاطر حکم دیگر عملا دست بردارند ، و این نسخ نیست . زمانی [ میخواستند ] این خیابانی را که در قم از کنار ابن بابویه میگذرد و تا پایین شهر و مسجد جمعه میرود [ احداث کنند ] ، از مرحوم آقای بروجردی سؤال کردند که این کار را بکنیم یا نکنیم ؟ چون آن زمان بدون اجازه ایشان این جور کارها صورت نمیگرفت [ ایشان ] گفتند : " اگر مسجدی خراب نمیشود مانعی ندارد ، این کار را انجام دهید پول مالکها را هم بدهید " . بدیهی است که این تصرف است و حال آن که اصل اسلام [ میگوید ] - و آقای بروجردی از هر کسی بهتر میدانست - که وقتی