اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
گذاشته شده است ( یعنی تنها جنبه فردی ندارد ، نمیگوید فرد هیچ ارتباطی
با افراد دیگر ندارد ، بلکه برای اصلاح فرد که " جزء " هست ، اصلاح "
کل " را لازم میشمارد و هر فردی به خاطر خودش هم که هست مسؤول آن کل و
آن جمع است ) گذشته از این جهت ، اساسا در قرآن به همین صورت این منطق
تایید شده است و قرآن برای اقوام و به تعبیر خودش " امم " [١]
شخصیت قائل است ، یعنی همان طور که برای فرد حیات و موت قائل است ،
واقعا برای جامعه حیاتی و موتی و کانه روحی قائل است ، برای جامعه عمر
قائل است ، همین جور که عمر فرد زمانی به سر میرسد ، گاهی طولانی است و
گاهی کوتاه است ، عمر یک جامعه هم گاهی طولانی است ، گاهی کوتاه است و
زمانی به سر میرسد ، همان طور که هر فردی یک شعور خاص به خود دارد ،
جامعه هم یک شعور خاص به خود دارد و شاید به تعبیر بالاتر ، همان طور که
از نظر قرآن هر فردی یک کتاب دارد که ما اسمش را نامه عمل میگذاریم (
« و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتابا یلقیه
منشورا ») [٢] ، یک نامه عمل دارد که آن ، نامه عمل فردی است ، هر
امت هم یک کتاب مستقل دارد .
این را باید عرض کنیم که ما این مطلب را بیشتر از تفسیر المیزان
استفاده کردهایم و لهذا خود آن تفسیر را آوردهام که بیشتر میخواهم
عبارتهای آن را بخوانم .
ایشان ( علامه طباطبائی ) میگویند علت این که مورخین
[١] تعبیر ملل در قرآن نیامده و تعبیر غلطی هم بوده که اخیرا شایع شده است . [٢] اسراء / . ١٣