اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
زندگی بشر .
همین طور است عواطف دینی نه بخواهیم روی منطق دینی [ این حرف را ]
بگوییم ، تاریخ را مطالعه کنید ! آیا خود عواطف دینی - مستقل از منافع
اقتصادی و جنسی و جاهطلبیها و این جور چیزها - بر زندگی بشر حکومتی
نداشته است ؟ خود تاریخ حکایت میکند که بسیاری از اوقات جریانهای دینی
علیرغم منافع اقتصادی پیش میروند خود همین [ مسالهای است ] که انسان
موجودی ایدئولوژیست است یعنی یک موجود " عقیدهای " است ، تا آنجا
که میگوید : " « ان الحیاش عقیدش و جهاد » " اصلا زندگی انسانی این است
که انسان عقیدهای داشته باشد و در راهش جهاد کند ، و این را که انسان در
خدمت عقیدهاش نباشد و فقط در خدمت منافعش باشد دون شان انسانیت تلقی
میکنند بنابراین ما جبر تاریخ را به صورت جبر مادی اقتصادی که اس اساس
، مسائل و شرایط اقتصادی است و چون شرایط اقتصادی جبرا تغییر میکند پس
همه چیز باید تغییر بکند ، هنوز نتوانستهایم بپذیریم البته شکی نیست که
عوامل اقتصادی از اساسیترین عوامل زندگی بشر است ، یعنی بشر نمیتواند
بیاعتنا به این مسائل زندگی کند این شاید با مفاهیمی که ما خیلی
اغراقآمیز میگوییم ، جور در نیاید ، ولی میبینیم همین اسلام که به عوامل
معنوی ، به ایمان و این جور مسائل و افرادی که در راه ایمان و فی سبیل
الله جهاد میکنند ، اینهمه اهمیت میدهد و واقعا جهادهایی را جهاد فی
سبیل الله - نه فی سبیل شکم ، نه در سبیل منافع
[١] [ استاد شهید در کتاب انسان کامل در اینکه این جمله حدیثی از امام حسین ( ع ) باشد اظهار تردید کردهاند ] .