اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
واقعا هستند افرادی الان هم هستند بچههایی که ما با چشم خودمان میبینیم که این گونه هستند در زندگی همه ما لااقل چیزکی از این قضیه هست ، یعنی هر کسی در خودش احساس میکند که پا روی مقدار زیادی از منافع مادی زندگی میگذارد و از آن میگذرد ، از مقامها و پستهایش ، از حقوقهای گزاف ، ویلاها و تنعمهای بزرگ میگذرد چون با شرافتش جور در نمیآید ، با آزادی و استقلالش جور در نمیآید . بنابراین اولا مطلب این جور نیست که همیشه پای گرسنگی در میان باشد و هر جا که گرسنگی آمد ، سایر عوامل کنار برود ، همه جا که پای گرسنگی در میان نیست ، بشر اغلب کارها را از روی سیری میکند . ثانیا حتی اگر پای گرسنگی هم در میان بیاید ، مطلب از این قبیل نیست که هر جا گرسنگی آمده ایمان میرود دنبال کارش ، عشق و هنر و اخلاق میرود دنبال کارش این مبالغه است این است که تاریخ را به این سادگی نمیشود توجیه کرد . آقایان میگویند نیروی محرک تاریخ تنها عوامل اقتصادی است خیر ، این جور نیست ، نیروهایی هست که تاریخ را به حرکت در میآرود و ما هیچ نمیتوانیم بگوییم تمام این نیروها از یک منبع و از یک مرکز نیرو منبعث میشود ، مثل ساعتی که فنر دارد و وقتی که کوک میکنیم ، این فنر را در حال فشار قرار میدهیم ، بعد تدریجا که باز میشود ، همان قوه ارتجاع فنر است که فشار میآورد و همه چرخها و خارها و همه چیز را حرکت میدهد ، یا مثل کارخانهای که یک موتور دارد و همه چرخها را همان موتور به حرکت در میآورد . جامعه بشری را نمیشود این جور توجیه کرد که یک موتور