اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
ایشان میگویند یکی از طرفداران مکتب چپ روها گفته است " مالکیت دزدی است " من میگویم اصلا چیزی که هیچوقت نمیتواند مفهوم داشته باشد همین حرف است ممکن است مالکیت غلط باشد ، اما نمیتواند دزدی باشد ، چون دزدی یعنی ربودن حق غیر این فرع بر مالکیت است ممکن است بگوییم مالکیت ، ظلم یا منشا ظلم است و اصلا بی اساس و دروغ است ، ولی نمیتوانید بگویید مالکیت دزدی است ، چون دزدی یعنی سلب حقی که به غیر تعلق دارد ، یعنی غیر ، مالک آن است اگر مالکیت اساسا در هیچ موردی معنی نداشته باشد - نه فردی و نه اشتراکی - و اساسا هیچکس مالک هیچ چیزی نباشد ، قطعا دزدی معنی ندارد . پس این جور نیست که مفاهیم قضایا تغییر میکند ، مثلا در یک روز چیزی دزدی است و در روز دیگر چیز دیگر حال گیرم که تغییر کند ، این بهترین دلیل بر این است که قانون اسلام عوض نمیشود قانون اسلام گفته دزدی نباید بشود شما میگویید در فلان روز آن دزدی بود و امروز این بسیار خوب ، ما که میگوییم " وضع احکام اسلام به نحو قضایای حقیقیه است " همین جا نتیجه میدهد اسلام میگوید : " نباید حق غیر ربوده شود " بعد شما میگویید : " در هزار سال پیش ، فلان چیز ربودن حق غیر بود ولی امروز تغییر کرده ، چیز دیگر ربودن حق غیر است " بسیار خوب ، پس موضوع حکم اسلام تغییر کرده ، نه خود حکم اسلام این همان چیزی است که ما میگوییم اگر چنین چیزی باشد نظر ما را تایید میکند و اشکالی برای ما به وجود نمیآورد میگویند : " مکتبهای مختلف با فرهنگهای مختلف ، استنباطشان از دزدی مختلف است " .