اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
میگوید من چنین ثروتی را نمیخواهم .
اگر ما تاریخ را بررسی کنیم به این حقیقت میرسیم که در نهضتهای مذهبی
و دینی - در نهضتهای انبیاء - چنین چیزی بوده است که انبیاء فرد را علیه
خودش برانگیزند اصلا " توبه " همین است توبه که واقعا یک حالت عالی
انسانی است ، عبارت است از " قیام انسان علیه خودش " ، یک قیام
اصلاحی من مخصوصا یک وقت تعبیرات قرآن در مورد توبه را جمع کردم ، دیدم
تعبیرات خیلی عالی و عجیبی از آب در میآید قرآن مکرر میگوید : "
« تاب و اصلح غ" یک قیام اصلاحی از درون انسان ، قیام وجدان انسان علیه
خودش ، علیه اسراف کاریها و افراط کاریهای خودش اگر چنین حالتی در
انسان هست - که هست - دلیل بر این است که واقعا انسان یک وجدان مستقل
از منافع دارد ما نمیگوییم منافع روی وجدان انسان اثر نمیگذارد ، ولی
تمام عناصر وجدان را منافع نمیسازد .
ژرژپولیت سر در بخش دیگری تحت عنوان " وجود اجتماعی و شرایط زندگی
" بحث میکند و میگوید :
" مارکس از " وجود اجتماعی " برای ما صحبت میکند باید دید مقصودش
از این اصطلاح چیست ؟ " وجود اجتماعی " به وسیله شرایط زندگانی که در
اجتماع انسانی وجود دارد ، مشخص و شناخته میشود وجدان افراد ، سازنده
شرایط مادی نمیباشد ، بلکه این شرایط است که وجدان افراد را به وجود
میآورد " [١] .
حال آن که هر دو هست ، هم شرایط مادی روی وجدان اثر
[١] اصول مقدماتی فلسفه ، ص . ١٩٧