اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
همان انسان را پاداش و کیفر میدهد ، [ این مضمون ] چه زیبا در اولین
حدیث کافی آمده است .
کافی ابواب مختلفی دارد اولین بابش " باب عقل و جهل " است و در
آن باب هم اولین حدیثش این است ، که مطلب به صورت یک تمثیل بیان
شده : " « لما خلق الله العقل استنطقه ، ثم قال له : اقبل ، فاقبل ، ثم
قال له : ادبر ، فادبر ، ثم قال : . . . ما خلقت خلقا هو احب الی منک
ایاک اعاقب و ایاک اثیب » " خدا عقل را آفرید ، به او گفت : " بیا
" آمد ، گفت : " پشت کن ، برو از آن طرف " رفت . خداوند فرمود :
من مخلوقی شریف تر و عالی تر و بهتر از تو نیافریدم ، به موجب تو
پاداش میدهم و به موجب تو کیفر میکنم .
این به تعبیر امروزیها یک نوع " اصالة الانسان " یا " اصالة الوجدان
الانسانی " در قرآن است .
بدون شک آن مکتبهایی که انسان را در مقابل شرایط جغرافیایی یا سیاسی
یا اقتصادی ، اجتماعی و غیره به صورت یک موجود مجبور کت بستهای که مثل
خسی که روی سیل قرار گرفته بدون اختیار خودش این طرف و آن طرف میرود [
میدانند ] ، شخصیت انسان را محو کردهاند ، ولی قرآن برای انسان شخصیتی
مافوق همه این شرایط قائل است پس قرآن به جبر آنچنانی قائل نیست ، در
عین اینکه آن عوامل را به رسمیت میشناسد .
یک دلیل دیگر این است : زندگی انسان در منطق قرآن از آدم شروع شده ،
[١] از یک انسان ، آن هم یک انسان معلم ( « و علم ادم »
[١] ما کاری نداریم که داستان آدم از نظر خود قرآن واقعا یک داستان تاریخی است یا به قول امروز یک جریان سمبلیک است و همین جور قرآن خواسته بیان کند ، هر کدام که باشد ، برای ما درس است ، از نظر درسی فرق نمیکند .