اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
روبنا که بیشتر جنبه زینتی و تفننی دارد ، مثل گچی که روی بنا میکشند ، رنگ و روغنی که میزنند ، نقاشیای که میکنند ، دکورها و امثال اینها . اگر منظور این آقایان از روبنا و زیر بنا - که زیر بنا اقتصاد است و همه چیز دیگر رو بنا - این باشد ، گذشته از آن جهت که در تشبیه اول محکوم بود ( یعنی با خرابی طبقه پایین ، طبقه بالا خراب میشود ، اینجا هم با خرابی اسکلت ، زینت و همه این حرفها از بین میرود و به قول سعدی اگر خانه از پای بست ویران بود ، نقش ایوان دیگر فایده ندارد ) یک مطلب دیگر هم فهمیده میشود و آن این که غیر از اقتصاد ، هر چیز دیگر جنبه تفننی و ذوقی و غیر ضروری دارد ، یعنی در میان مسائل زندگی بشر ، یک سلسله مسائل است که جزو ضرورتهای زندگی است و آنها خودشان را جبرا بر بشر تحمیل میکنند و حاکم بر بشر هستند و آن ، مسائل اقتصادی است ، سایر مسائل ، جبری و ضروری و حتمی نیست ، تفننی و ذوقی است ، آنها خودشان را بر بشر تحمیل نمیکنند و نمیتوانند جبرا بر بشر حکومت کنند ، بشر بر آنها حاکم است پس مسائل اقتصادی ، مسائلی است که بر بشر حکومت میکند و او را میگرداند و بشر اجبار دارد که از آن پیروی کند ، و مسائلی غیر از آن از قبیل قانون ، فرهنگ ، هنر ، اخلاق و مذهب ، مسائلی است که اگر همه نبود ، نبود ، اگر بشر یک وقتی از مسائل ضروری خودش فارغ بشود ، به این مسائل هم میپردازد ، ولی وقتی از آن مسائل فارغ نبود و ضرورتی پیش آمد ، همیشه اینها را فدای آن میکند ، بنابراین غیر از اقتصاد ، همه چیز را باید غیر ضروری تلقی کنیم . درباره " هنر " این حرف ، خیلی ساده است ، میتوان گفت