اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
میکند که او را شوهر بدهد ، ولی برای رعایت مصلحت میتواند [ چنین کند ]
نه دلبخواهی بعد این مساله پیش میآید که بسیار خوب ، ولی بر اساس
مصلحتی که خودش فکر میکند ، این کار را کرد ، اما دختر وقتی که بزرگ شد
، میبیند این [ ازدواج ] مطابق مصلحتش نیست تازه میشود مثل خیلی
ازدواجهایی که خود دخترها تصمیم میگیرند ، بعد هم پشیمان میشوند این
اشکالی است که در تمام طلاقها وجود دارد حال اگر دختری مثل هزاران دختر
دیگر یک دل نه صد دل عاشق کسی شد و علیرغم همه توصیه ها ازدواج کرد ،
بعد فهمید صد در صد اشتباه کرده ، تکلیف چیست ؟
ما این [ موضوع ] را در مقالاتی که زمانی در " زن روز " مینوشتیم بحث
کرده و گفته ایم درست است که اسلام حق طلاق را به زن نداده است - که روی
یک اساس منطقی خیلی عجیبی هم هست ولی مواردی هم داریم که به آنها "
طلاق قضایی " گفته میشود ، یعنی اگر در جایی ازدواج به شکلی در آمد که
دیگر مصلحت خانواده این نیست که [ پیمان زناشویی باقی ] بماند ، و مرد
هم لجاجت میکند و زن را طلاق نمیدهد ، حاکم شرعی میتواند زن را طلاق بدهد
، دیگر فرق نمیکند که این زن با اختیار خودش همسر این مرد شده یا پدرش
روی مصلحتی که واقعا تشخیص میداده [١] او را به عقد وی در آورده است.
پس تازه مطلب منتهی میشود به طلاق قضایی این جور نیست که راه صد در
صد بسته شده باشد البته من اقرار و اعتراف میکنم که فقها در مورد طلاق
قضایی همیشه حرفش را میزنند ولی
[١] نه از روی هواهای نفسانی ، اگر از روی هوا باشد از اساس غلط است.