اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
در مسافرت یک جور [ خوانده شود ] و در حضر جور دیگر .
[ مثال دیگر برای این دسته از قوانین اسلامی ( عبادات ) ] روزه است
انسان روزه میگیرد برای این که تقوا در او نیرو بگیرد ( به تعبیر قرآن "
« لعلکم تتقون »" ، و امثال اینها .
دسته دوم دستورهایی است که مربوط است به رابطه انسان با خودش ، که
اصطلاحا " اخلاق " نامیده میشود ، این که انسان خودش برای خودش چگونه
باید باشد ؟ اخلاق شخصی و فردی انسان چگونه [ باید باشد ] ؟ انسان خودش
را چگونه باید بسازد ؟ و به عبارت دیگر غرایزش را چگونه باید تنظیم کند
؟ آیا خوب است بر هوای نفسش مسلط باشد یا نه ؟ [ و خلاصه ] آنچه که
قرآن آن را " تزکیه نفس " مینامد ( « قد افلح من زکیها و قد خاب من
دسیها ») [١] .
نوع سوم مربوط است به ارتباط انسان با طبیعت ، یعنی ارتباط انسان نه
با خودش و نه با خدا ، بلکه با خلق خدا ، آن هم غیر از انسانهای دیگر ،
اینکه رابطه انسان با زمین ، با گیاهها ، با حیوانات چگونه و بر چه
اساس باید باشد ؟
قسم چهارم که از همه مهمتر و بیشتر مورد توجه و دستخوش تغییر و تحول
است ، رابطه انسان با انسان ، یعنی قوانینی که مربوط است به روابط
انسانها با یکدیگر ، که خیلی تغییر میکند چون جامعه متغیر و متحول است
این است که میگویند " رابطه انسان با انسان متغیر است ، پس قوانین هم
باید متغیر باشد " .
بدون شک همین طور است و ما هم اجمالا قبول داریم که قوانین مربوط به
روابط انسانها با یکدیگر باید قابلیت انعطاف داشته
[١] شمس / [٩]