اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
یکی این که منظور از " زیر بنا " ، " طبقه زیرین سازمان اجتماع " است سازمانهای مختلف اجتماعی ، در حکم ساختمانی است که دارای چندین طبقه است ، یک طبقه ، طبقه زیرین است و طبقات دیگر ، طبقات رویین که بر روی این طبقه ساخته شده است طبقات رویین به طبقه زیرین وابستگی دارند ولی طبقه زیرین ، آن وابستگی را به طبقات رویین ندارد ، یعنی اگر تغییر و حرکت و انهدامی در طبقه پایین رخ بدهد ، جبرا در طبقات بالا هم اثر میگذراد ، ولی اگر در طبقات بالا تغییر و انهدامی رخ بدهد ، روی طبقه پایین اثر نمیگذارد . آیا مقصود از این که " اقتصاد زیر بناست " این است که رابطه اقتصاد و سایر مسائل ، از قبیل رابطه طبقه پایین ساختمان با طبقه بالای ساختمان است ؟ اگر مقصود این باشد ، این تشبیه بیش از این بیان نمیکند که با تغییر اقتصاد ، سایر شؤون تغییر میکند این تشبیه فقط رابطه منفی را بیان میکند و رابطه مثبت مسائل اقتصادی را با سایر مسائل بیان نمیکند ، یعنی این جهت را بیان نمیکند که همه سازمانهای اجتماعی ، انعکاسی از روابط اقتصادی است و تمام کیفیات و خصوصیاتشان را از اقتصاد دارند ، بلکه همین قدر میگوید که اگر سازمانی بنا شد ، با تغییر اقتصاد ، خود به خود محکوم به تغییر است ، اما این را که اصل به وجود آمدنش هم تابع اقتصاد است یا نه ، بیان نمیکند . این تعبیر را جور دیگری هم میشود تقریر کرد و آن این که مقصود از " روبنا " آن اصطلاح مخصوص " معماری " است ساختمان یک اسکلت دارد که عبارت است از پایهها ( که مثلا با آجر ، آهن ، سیمان بنا میشود ) ، سقف و این جور چیزها ، و یک