اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
میدانستند ، پس تمام مردم دوره قاجار قوانین اسلام را که میگوید مدعی تا
شاهد نیاورده ، حق ثابت نمیشود ، باید شاهد بیاورد و منکر مثلا باید قسم
بخورد ، بعد قضیه چه جور حل میشود ، و به فرض این که ثابت شد ، آن وقت
باید ببینیم آنچه که دزدی کرده یا مال غیری که خورده چقدر است ؟ اگر مثلا
دزدی باشد ، به یک حد نصاب معین که برسد دستش را ببرند و گرنه دستش
را نبرند ، آری ، اگر در آن زمان این کار را عدالت میدانستند پس مردم
دوره قاجار همه اینها را ظالمانه میدانستند و میگفتند : " حکم عدالت ،
همان حکم امیرکبیر است ، تمام آنهایی که اسلام گفته ظالمانه است " !
چنین نیست کار امیرکبیر وحشیانه بوده ، آن زمان ظلم و وحشیگری بوده ،
زمان ما هم ظلم و وحشیگری است هرگز مفهوم قضایا تغییر نمیکند در اینجا
که حتی استنباط هم تغییر نکرده ، عمل یک فرد بوده است ، اگر هم کسی
تحسینش میکرده به اعتبار یک سیاستمدار بوده [١] .
مطلب دیگری ذکر کرده اند ، میگویند :
" در زمان نادرشاه افشار ، سربازی ماست یک زن روستایی را خورد و
پولش را نپرداخت زن شکایت نزد نادر برد نادر فرمان داد شکم سرباز را
پاره کنند تا اگر پر از ماست بود که هیچ ، به سزای خویش رسیده است و
اگر نبود و پیرزن دروغ گفته بود ، مثلا سر پیرزن را جدا کنند این فرمان
یک شاهکار عدالت و رسیدگی به تظلمات رعایا محسوب میشد ، اما امروز
این اعمال را وحشیانه میدانند " .
[١] آن وقتها کسی سیاستمدار بود که بهتر از دیگران خودش را تحمیل میکرد و از مردم زهر چشم میگرفت .