اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
داراست اینها را میگویند " قضایای حقیقیه " . میگویند قضایایی که در علوم مورد استفاده قرار میگیرد ، همه قضایای حقیقیه است ، حتی علوم تجربی ، با اینکه علوم تجربی از افراد شروع میکند ، ولی یک مساله در باب علوم تجربی همین است که از افراد شروع میکند اما بعد تعمیم میدهد و قضیه حقیقیه میسازد که این خودش یک مشکلی است که چطور میشود در حالی که تجربه هیچوقت نمیتواند از افراد تجاوز کند ، ولی عقل انسان محصول تجربه را به صورت یک قانون کلی حقیقی در میآورد که شامل افراد گذشته و آینده و حاضر و حتی شامل افراد فرضی میشود ، مثل اینکه اگر شما آهن را آزمایش کردید و [ نتیجه را ] به صورت یک قانون در آوردید ، میگویید " هر آهنی در حرارت منبسط میشود " ، نمیگویید " آهنهایی که من آزمایش کردم " ، نمیگویید " آهنهایی که در زمان ما وجود دارد " بلکه قانون را به صورت کلی کشف میکنید ، یعنی خاصیت را برای طبیعت آهن به دست میآورید ، بعد میگویید طبیعت آهن چنین است . علما معتقد هستند اسلام که قانون وضع کرده ، به شکل قضایای حقیقیه وضع کرده ، یعنی طبیعت اشیاء را در نظر گرفته و روی طبیعت ، حکمی برده ، مثلا گفته است ( ( خمر حرام است " یا " گوشت گوسفند حلال است " و یا " غصب حرام است " . وقتی میگوید " گوسفند " فقط گوسفند را در نظر میگیرد ، میگوید گوسفند از آن جهت که گوسفند است حلال است ، نه اینکه یک عده گوسفند را یک جا جمع کرده باشد ، بگوید این گوسفندها حلال است اینها نتیجه اش فرق میکند.