اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
خارجیه و حقیقیه قضیه " خارجیه " قضیه ای است که در عین اینکه کلی است ، ولی از اول یک مجموعه افراد محدود و معینی را در موضوع قضیه در نظر میگیرند و بعد حکم را برای آن مجموعه افراد در نظر گرفته شده بیان میکنند مثلا شما میگویید : " همه مردم ایران زمان حاضر مسلمانند " حال ، این مردم مثلا ٢٥ میلیون نفر جمعیت اند یک مجموعه افرادی را در نظر گرفته اید و حکم را روی این مجموعه افراد برده اید طبعا موضوع محدود میشود به همین ٢٥ میلیون جمعیت یا مثلا میگویید : " همه افرادی که در این جلسه نشسته اند بیدارند " حکم رفته روی مجموع محدودی از افراد که حکم روی افراد است اینجا ما به جای اینکه یک یک حکم کنیم ، بگوییم آقای الف ، آقای ب و ، همه را در یک لفظ جمع کردیم و گفتیم " همه افراد این جمعیت " این را میگویند " قضیه خارجیه " . منطقیین برای قضایای خارجیه ارزش زیادی قائل نیستند ، میگویند قضایایی که در علوم مورد استفاده است قضایای خارجیه نیست . نوع دوم ، قضایای حقیقیه است در قضایای " حقیقیه " حکم روی افراد نمیرود ، روی یک عنوان کلی میرود چون شما خاصیت را از این عنوان به دست آورده اید ، میگویید " هر چه که تحت این عنوان قرار بگیرد ، الا و لابد دارای این خاصیت است " اگر بگوییم : " آیا مقصود ، همه افرادی است که در زمان ما موجود است ؟ " میگویید : " نه ، در گذشته همه هر چه بوده ، مشمول این هست " " در آینده چطور ؟ " ، " در آینده هم همین طور " آنگاه شما میگویید هر چه که در عالم ، وجود پیدا کند ، همین که مصداق این " کلی " شد ، باید این حکم را داشته باشد و نمیتواند نداشته باشد ،