اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
کنند تا وقتی که به حد بلوغ و تزویج برسد [ برای این بود که ] غیر از پدر
و مادر ، مقام دیگری نبود ، ولی امروز با بسط و توسعه ای که کارهای
حکومتی پیدا کرده ، اگر لازم باشد پدر و مادری باشند و خانواده ای تشکیل
بشود و فرزندان اختصاصی وجود داشته باشند - فرضیه دیگری هست که اساسا
تشکیل خانواده لازم نیست - باید بچه را همینکه متولد شد ، در اختیار
مؤسسات علمی بگذارند و وقتشان را به بچه بزرگ کردن تلف نکنند ،
بگذارند دولت بزرگش کند وقتی که دولت او را بزرگ کرد تمام حقوقی که
والدین به عهده دارند ، میشود مال دولت ، آن وقت قانون باید همان
حرفهایی را که قبلا میگفت بگوید [ از قبیل این ] که اطاعت والدین واجب
است ( « و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا فلا تقل لهما
اف ») [١] اما همه اینها باید به مربی امروزش ( دولت ) گفته شود :
دولت به گردن تو حق دارد ، در مقابل دولت نباید " اف " بگویی ،
اطاعت او واجب است ، همان طور که در گذشته میگفتند اطاعت والدین
واجب است وقتی هم [ فرد ] بزرگ شد ، هیچ وظیفه ای نسبت به والدینش
ندارد که بخواهد نفقه آنها را بدهد ، باز هم اگر وظیفه ای باشد به عهده
دولت است " .
اگر چنین مثالهایی بیاورند ، جای بحث است که ما بگوییم آیا واقعا این
طور است ؟ یعنی آیا بعد از آن که اجتماع تکامل پیدا کرد ، این ، کار
صحیح و درستی است که بچه ها از محیط خانواده خارج شوند و در اختیار
دولت گذاشته شوند ، یا این که نه ، این کار اساسا غلط است ؟ کما این که
الان ما [ این طور ] معتقدیم ، یعنی زندگی خانوادگی - که یک زندگی طبیعی
است - و پرورش
[١] اسراء / . ٢٣