اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
که میخواهد باشد - به او برسد و مایع منحصر هم که جانش را نجات میدهد ، در آنجا مشروب است ، چه باید بکند ، آیا مقدسی اش گل کند و بگوید : " من میمیرم و مشروب نمیخورم " ، یا باید بخورد ؟ اگر مشروب نخورد و بمیرد ، در قتل خودش کمک کرده است در این زمینه در موارد مختلف ، مثال بسیار زیاد داریم این یکی از راههای انطباق اسلام با مقتضیات زمان . این مطلب یکی ریشه دیگری دارد که وقتی آن ریشه را بدانیم ، دستمان بازتر میشود و آن این است که قوانین اسلامی به اصطلاح امروز در عین اینکه آسمانی است ، زمینی است ، یعنی بر اساس مصالح و مفاسد موجود در زندگی بشر است ، به این معنا که جنبه مرموز و صد در صد مخفی و رمزی ندارد که بگوید " حکم خد به این حرفها بستگی ندارد ، خدا قانونی وضع کرده و خودش از رمزش آگاه است " نه ، اسلام اساسا خودش بیان میکند که هر چه قانون من وضع کرده ام ، بر اساس همین مصالحی است که یا به جسم شما مربوط است یا به روح شما ، به اخلاق شما ، به روابط اجتماعی شما ، به همین مسائل مربوط است ، یعنی یک امور به اصطلاح مرموزی که عقل بشر هیچ به آن راه نداشته باشد نیست . ما میبینیم قرآن اشاره میکند به مصالح و مفاسدی که در احکامش هست ، و بعلاوه [ این امر ] جزو ضروریات اسلام است شیخ صدوق کتابی از احادیث تالیف کرده به نام علل الشرایع یعنی " فلسفه های احکام " و در آن ، احادیثی را که در آنها اشاره ای به فلسفه های احکام هست جمع کرده است نشان میدهد که از صدر اسلام ، خود پیغمبر و ائمه ، فلسفه ها برای احکام بیان میکردند و جزو ضروریات شیعه و اکثریت اهل تسنن - و شاید باید گفت