اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
خودش را برای زندگی بسازد حیوانات آنچه که نیاز دارند ، به حکم طبیعت
به آنها داده شده است یکی حریص است ، از اول حریص به دنیا میآید ، تا
آخر عمرش هم حریص است یکی حلیم به دنیا میآید ، تا آخر عمرش هم حلیم
است و غیر از این نمیتواند باشد یکی دیگر غضوب و خشمناک به دنیا میآید
و تا آخر عمرش همین جور است یکی شره و شهوتران به وجود میآید و تا آخر
عمرش همین طور است خروس که به دنیا میآید با یک سلسله خصایص است ،
دیگر تغییر هم نمیکند خروس تا آخر عمرش خروس است ، خوک هم تا آخر
عمرش خوک است ، سگ هم تا آخر سگ است ، گوسفند هم گوسفند است ،
انسان چطور ؟
انسان موجودی است که میتواند خلقیات هر یک از اینها را بپذیرد ،
میتواند این بشود ، آن بشود ، این یکی بشود ، آن یکی بشود ، چیزی بشود
برتر از همه اینها ، یا چیزی بشود پست تر از همه اینها ، به تعبیر قرآن
" « اولئک کالانعام بل هم اضل »" [١] انسان آن چیزی است که خودش
خودش را بسازد ، و آن چیزی است که بخواهد باشد ، نه آن چیزی که خلقت
او را قرار داده است .
[ طرفداران این نظریه ] میگویند ما قوا و غرائز زیادی به طور بالقوه
داریم ، ولی باید اینها را جدول بندی کنیم و با یک نسبت و حساب معین
پرورش بدهیم ، مثلا قوای شهوانی در حیوانات هست ، در ما هم هست ، ولی
در ما بالقوه است و باید آن را در یک حد معینی بسازیم قوه غضبیه - به
قول قدما - در انسان هست ، در حیوان هم هست ، ولی در انسان بالقوه هست
، انسان باید آن را در
[١] اعراف / . ١٧٩