اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
تابع شرایط اختیاری انسانها میداند : یک ملت عزیز شد ، چرا ؟ خواست
عزیز بشود ، یک ملت ذلیل شد ، چرا ؟ نخواست عزیز بشود یا خواست ذلیل
بشود این اصلا منطق قرآن است این است که در آن آیات میفرماید : " « و
لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض
" [١] " اگر مردم آن قریهها ( آن مجامع ) [٢] ایمان میآوردند و راه
تقوا را پیش میگرفتند ، برکتهای معنوی و مادی از اطراف بر آنها میریخت
" معلوم میشود که در هر شرایطی که آنها قرار گرفته باشند ، برای آنها
این آزادی را قائل است که ایمان و تقوا پیدا کنند .
اینکه قرآن برای وجدان و عقل و اراده انسان ، اصالت و استقلال و آزادی
در مقابل محیط قائل است ، در عین اینکه برای محیط یک شخصیت قائل است
، طبعا منطق قرآن را در مورد فرد و جامعه یک منطق خاصی قرار میدهد قبلا
حرف علی الوردی را نقل کردم ، و عرض کردم که او اصرار زیادی دارد که
بگوید توجیه قرآن از تاریخ ، همان توجیه طبقاتی است ، میگوید : "
التاریخ فی القرآن صراع مریر بین رجال من طراز فرعون و رجال من طراز موسی
" اصلا تاریخ در قرآن یک جنگ و کشتی گیری بسیار تلخ است میان فرعونها
از یک طرف و موسیها از طرف دیگر .
شک نیست که قرآن به جنگ موسیها از یک طرف و فرعونها از طرف دیگر
که جنگ طبقاتی است ، عنایت خیلی زیادی دارد - که آیاتش را خواندیم -
و این مطلب را خوب گفتهاند و حرف
[١] اعراف / . ٩٦ [٢] " قریهها " همیشه یعنی مجامع .