اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
اسلامی قبل از هر مورخ دیگری به این فکر افتادند که بحثهای اجتماعی را مطرح کنند و برای هر قومی از آن جهت که یک قوم است ، حساب مخصوصی باز کنند و برای هر قوم و ملتی روحی قائل شوند و افرادی مثل مسعودی - در هزار سال پیش بلکه بیشتر - و بعد ابن خلدون [ در میان آنها ظهور کنند ، تعالیم قرآن است ] ، اینها از همین قرآن الهام گرفتهاند فرنگیها هم این مطلب را قبول دارند که جامعه شناسی به عنوان یک علم ، ابتکار اولیهاش از اروپاییها نیست ، مبتکر اولیهاش را ابن خلدون میدانند البته قبل از ابن خلدون هم خیلی افراد بودهاند ولی ابن خلدون به صورت کامل تری بیان کرده است ، یعنی ابن خلدون بوده که در آن مقدمه خودش تصریح کرده به این مطلب که هیچ دلیلی نداریم که علوم عقلی منحصر باشد به آنچه که از قدیم به ما رسیده و یونانیان علوم را تقسیم کردهاند به نظری و عملی ، و بعد علوم نظری را به شعبی تقسیم کردهاند و علوم عملی را به شعبی ممکن است علوم دیگری باشد که اصلا خود آن علم را بشر تاکنون نشناخته باشد و خود علم ، جدید باشد ، نه توسعه یک علم اصلا علم ، علم جدیدی باشد و مدعی میشود که علم جامعه خودش یک علمی است و مثل همه علوم دیگر ، موضوع و هدف و مبادی و مسائلی دارد و با هیچ علمی فرق نمیکند . کتابش ترجمه هم شده است و بسیار کتاب پر مغزی است او برای امتها و ملتها ارتقاءها و انحطاطها قائل است و به حسب تشخیص خودش علل ارتقاءها و انحطاطها و انقراضها را ذکر میکند او به فرد کار ندارد ، حکم " امت " و به اصطلاح امروز " ملت " را بیان میکند درست جامعه را موضوع یک علم مستقل و جداگانه قرار میدهد . ایشان ( علامه طباطبائی ) میگویند همه اینها از خود قرآن