اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
" حسن است و قبیح است ، اینها مسائل مربوط به زندگی بشر است و از حدود اندیشه بشر هم خارج نیست " . اینکه عدهای از علمای امروز نظر دادهاند که " فکر و وجدان فکری بشر ملعبه شرایط زندگی است " از اینجا بوده که در مطالعات خودشان در میان ملل و اقوام دیدهاند که اصول افکار بشر درباره زشتی و زیبایی کارها - یعنی در بعد حسن و قبح عقلی - بسیار متفاوت است ، یعنی تابع شرایط زمانی و مکانی است گفتهاند وقتی ما به قبیلهای وارد میشویم ، میبینیم فلان کار در حد اعلا زشت است و در قبیله دیگر که وارد میشویم ، میبینیم همان کار در حد اعلا زیباست آنها به عقلشان استناد میکنند ، اینها هم به عقلشان استناد میکنند . یک امر بعد از این که در میان مردم عادت شد ، همه میگویند خوب است ، یکدفعه که عادت تغییر میکند ، همه مردم میگویند بد است ، مثل پوشیده بودن یا نبودن سر در حضور افراد محترم تا چند سال پیش اگر کسی در حضور یک شخص محترم کلاه یا عمامهاش را - هر چه که بود - به سر نمیگذاشت و سر لخت وارد میشد ، بی احترامی بود حالا مثل این که قضیه بر عکس است ، وقتی که شخص وارد مجلس میشود کلاهش را دم در میگذارد و سر لخت میرود ، یعنی ادب و احترام این جور اقتضا میکند یا مثل وضع پوشش زنها صرف نظر از اینکه مصلحت چه اقتضا میکند ، در یک جامعه یک جور لباس پوشیدن زیباست ، جور دیگر زشت است ، در جامعه دیگر یا در زمان دیگر ، اوضاع درست بر عکس میشود ، آنچه را که سابق زشت میدانستند الان زیبا میدانند. مسائل زشتی و زیبایی که مربوط به " بایدها " است ، یعنی