اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
اختلاف نظر دارند ، مثلا بعضی میگویند مذهب یک غریزه اصیل در انسان است و بعضی میگویند نیست . پس مطلب به این سادگی نیست که ما آن را به صورت یک فلسفه بیان کنیم و بعد بگوییم : " لیش الا " و غیر از این هم چیزی نیست . این مبتنی بر یک مساله علمی است این آقایان که خودشان بیش از دیگران سنگ علم را به سینه میزنند و فلسفه خودشان را یک فلسفه علمی و مبتنی بر علم میدانند ، پس لااقل مبنای علمی نظریهشان را علم باید قبول کند ، ولی علم چنین چیزی را تایید نمیکند شاید هیچ روانشناسی در دنیا نباشد که برای انسان فقط یک غریزه قائل باشد ، غریزه تلاش برای معاش . ریشه دیگر روانی این مطلب ، مساله فکر بشر ، و به عبارت دیگر مساله وجدان ادراکی بشر و وجدان فکری بشر است در انسان نیروی استدلال هست ، انسان در مسائل استدلال میکند ، از مقدماتی به نتایجی میرسد رسیدن انسان به نتایج به دو چیز بستگی دارد : یکی این که آن مقدمات اولیهای که آنها را به عنوان " اصل موضوع " انتخاب کرده ( یا اصول متعارفهای که آنها را به کار میبرد ) چه مقدماتی باشد ؟ چون از مقدمات شروع میکند تا به نتایج میرسد . دیگر این که کیفیت به کار بستن آن مقدمات به چه نحو باشد ؟ " منطق صوری " برای قسمت دوم است ، یعنی منطق صوری برای این است که اگر انسان مقدماتی داشته باشد ، این مقدمات را به چه شکل بسازد تا به نتیجه درست برسد . در همه علوم ، حتی علوم صد در صد تجربی ، استدلال وجود دارد ، چون بالاخره انسان در علوم تجربی هم تجاربی انجام میدهد و