اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
خواستهها در سرشت او هست ، میخواهد محیطش اقتضا بکند ، میخواهد نکند ، همان طور که خواستههای مادی را محیط به انسان نداده است ( انسانی که برای زندگی طالب نان است ، محیط طبقاتی این خواسته را به او داده یا ساختمان انسان ؟ ) همین جور آن وجدانهای عالی هم که در انسان وجود دارد که انسان در عمق فطرتش خواهان عدالت و صلح و مهربانی و محبت است ، اینها بالقوه در عمق وجدان انسان قرار داده شده است البته هنوز کسی در دنیا نتوانسته هیچ غریزه از غرایزی را که مورد قبول است ، تشریح کند که چیست ، ولی لزومی ندارد ، علم امروز هم نمیگوید من باید ماهیت هر چیزی را بفهمم ، میگوید من وجود هر چیزی را در آثارش کشف میکنم ، در انسان چنین چیزهایی وجود دارد ، حالا این کجاست ؟ ریشه این غریزه کجاست ؟ مثلا غریزه دینی در کجای مغز ما وجود دارد ؟ ما چه میدانیم کجا وجود دارد ، غریزه هنر و زیبایی در بشر هست ، حالا در کجای وجود بشر نهفته است ؟ کسی نمیداند ، ولی چنین چیزی هست .