اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
" این گفتار خطاست مارکسیسم از نقش مهمی که فکر ، هنر و عقاید در زندگی بازی میکنند غافل نیست و بر عکس اهمیت و افری به انواع ایدئولوژیها میدهد ( توضیح نمیدهد که به چه شکل است ) عامل ایدئولوژی و شکل ایدئولوژی چیست ؟ این قسمت از مارکسیسم که مورد مطالعه ماست ، بیش از هر قسمتی بد فهمیده شده است دلیلش هم این است که تا مدتهای مدید ، مارکسیسم را فقط از لحاظ اقتصادی میآموختهاند به این طریق نه تنها مارکسیسم را از شکل کلی خود جدا میکردهاند ، بلکه اصول واقعی این فلسفه را نیز کنار میزدهاند ، زیرا چیزی که اجازه میدهد اقتصاد به صورت یک علم کامل در آید ، ماتریالیسم تاریخی و انطباق آن با ماتریالیسم دیالکتیک است تعبیرات غلطی هم که از مارکسیسم شده است ، به علت آن بوده که از نقش ایدئولوژیها در تاریخ و زندگی غفلت ورزیدهاند جدا کردن ایدئولوژیها از مارکسیسم ، به منزله تفکیک مارکسیسم از ماتریالیسم دیالکتیک است ، یعنی تجزیه آن از اصول " . من درست نفهمیدم که چه میگوید ایرادی که به نظر ما میرسد این نیست که بنابر اصول مارکسیسم " ایدئولوژی " هیچ نقشی ندارد ، هیچ عاملی نیست ، نه ، بالاخره فکر است ، هیچ کس منکر نیست که " فکر " خودش یک عاملی است ، ولی ما میگوییم بنابر اصول مارکسیسم افکار صد در صد تابع شرایط اقتصادی است یعنی از کادر شرایط اقتصادی نمیتواند خارج باشد و نقش یک عامل صد در صد تابع را بازی میکند . ایرادی که میخواهند بگیرند این خواهد بود که نقش ایدئولوژی ، نقش یک عامل صد در صد تابع غیر قابل انحراف از