اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
در نهضت انبیاء بدون شک این عنصر وجود دارد مخصوصا اگر ما به قرآن و منطق قرآن تکیه کنیم ، [ میبینیم ] در قرآن این عنصر - یعنی عنصر احقاق حق ، عنصر برانگیختن طبقه محروم و مظلوم و پایمال شده علیه طبقه ظالم ، مترف و حق پایمال کن - وجود دارد ، و قرآن با یک لحن و آهنگ شعارآمیزی هم این مطالب را بیان میکند که واقعا احساسات طبقه مستضعف را برمیانگیزد : " « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون »" [١] پس در این مطلب که در این حدود انبیاء هم از این عنصر استفاده کردهاند ، جای بحث نیست ، ولی تفاوتی که در روش انبیاء با این رهبران هست و در نتیجه کاری که آنها یا پیروان مکتب آنها کردهاند کس دیگری نکرده ، این است که انسان را علیه نفس خودش هم برانگیختهاند ، و فرد را علیه خودش برانگیختهاند ، و این ریشهاش ، وجدان انسانی است که مستقل از منافع طبقاتی است اگر انسان دارای چنین وجدان مستقل نمیبود ، چنین موفقیتی برای انبیاء محال بود واقعا این موفقیتی بوده ، تاریخ نشان میدهد که چنین بوده ، الان هم نشان میدهد ، مثلا میگویند : " ای بشر ! تو چنین ثروتی را از راه درست به دست نیاوردی ، از راه ظلم به دست
[١] قصص / ٥ و [٦]