اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
مهزلة العقل البشری - اصرار فراوان دارند که از نظر منطق اسلام و قرآن ،
زیر بنای اجتماع ، اقتصاد است و بس او به پارهای از آیات قرآن هم
استدلال میکند که قرآن میگوید هر جا تغییراتی در جامعهای پیدا شد ، ریشه
اش را باید در روابط اقتصادی افراد بشر نسبت به یکدیگر جستجو کرد .
ان شاء الله ما در جلسهای آن آیاتی را که او ذکر کرده ، میآوریم تا
ببینیم آیا این استنباطی که اینها از اسلام کرده اند درست است یا نه ،
یکجانبه چند تا آیه را گرفتهاند و آیات دیگر را مورد غفلت قرار دادهاند
؟ و [ ببینیم که ] به طور کلی اسلام در گردش تاریخ برای چه عاملهایی
اصالت قائل است ؟
- " مارکس میگوید : زیر بنای یک جامعه ، اقتصاد آن جامعه است و
تمام مظاهر اجتماع - از قبیل فرهنگ ، هنر ، مذهب ، سنن ، شکل و قوانین
حکومت - رو بنای آن هستند مقصود او از اقتصاد ، پول و خوردن و پوشیدن
نیست " .
> کتاب بسیار شیرینی نوشته به نام وعاظ السلاطین که ترجمه هم شده است و یک کتاب اجتماعی است درباره روحانیتی که از صدر اسلام پیدا شده که به عقیده او اینها روحانیت اسلام نیستند ، روحانیت زورمندان و برای توجیه حکومت زورمندان هستند . کتاب دیگری نوشته است راجع به نسبیت عقل ، روح مطلب این است که میخواهد عقل و فکر انسان را تابع مسائل اقتصادی بداند ، اسمش را گذاشته است " مهزلة العقل البشری " " مهزلة " یک اصطلاح سینمایی است ، همین است که امروز به آن میگویند کمدی : " کمدی عقل بشر " چند کتاب دیگر هم نوشته این دو کتابش را من از اول تا آخر خواندهام کتاب دیگری هم نوشته به نام الخوارق اللاشعور که من قسمتی از آن را خواندهام همه کتابهایش شیرین است .