اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
چیست ؟ و دیگر از نظر فکر انسان که آیا نفس فکر ، یک پدیده مادی و تابع قوانین مادی عالم است که با تغییر شرایط مادی جبرا فکر هم باید تغییر کند ؟ و به اصطلاح عقل به هیچ عنوان اصالت ندارد ؟ از ماده و شرایط مادی استقلال ندارد که با تغییر شرایط مادی ، عقل و فکر یا اصول عقلانی و اصول فکری ثابت باشند ؟ میدانیم که مارکسیستها [ قائل به " جبر تاریخ " هستند ] بر اساس نظریه ماتریالیستی خودشان از دو نظر ، هم از این نظر که انسان را یک موجود صد در صد مادی میدانند و هم از این نظر که انسان را از نظر خواسته ها مادی میدانند ، یعنی خواسته و هدف اصلی انسان در جهان و زندگی همان منافع است ، انسان بالضروره و به حکم سرشت خودش منفعت جو و منفعت پرست آفریده شده البته منفعت را میتوانیم به یک معنایی تعمیم بدهیم ، یعنی " خیر " ، ولی مقصود آن خیری که حکما میگویند ، نیست که آن را حتی به امور غیر مادی تعمیم میدهند ، [ بلکه مقصودشان ] همان اموری [ است ] که قابل تبدیل و مبادله است ، یعنی امور مادی ، اموری که بشود با پول خرید و فروخت و تبدیل کرد و خلاصه امور اقتصادی هر چیز دیگر که شما فکر کنید از قبیل فرهنگ ، اخلاق ، دین ، هنر ، هیچیک از اینها برای انسان اصالت ندارد ، بلکه اینها طفیلیهایی هستند برای مسائل اقتصادی بشر زیر بنا ، مسائل اقتصادی است و اینها رو بناست ، در واقع تجلیاتی است از آن خواسته ها و از آن زیر بنا و از آن تشکیلاتی که بر زندگی مادی بشر حکمفرماست ، و چون شرایط مادی زندگی تغییر میکند [ یعنی ] زیر بنا تغییر میکند ، همه چیز تغییر میکند ، فکر تغییر میکند ، اصول فکری - و حتی اصول اولیه فکری - عوض میشود ، اصول اولیه فکر انسان - که آنها را بدیهیات