اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
" ایها الناس ! بروید اتم شناسی یاد بگیرید " تا ما امروز یاد بگیریم ؟ میگوییم پیغمبر چنین چیزی نگفته ، لازم هم نبوده بگوید ولی پیغمبر چیزی گفته که اگر بخواهیم به آن عمل کنیم ، باید این مقدمه را هم انجام بدهیم ، چون روح این حکم آن است . آنگاه فتواها فرق میکند مجتهد وقتی که میخواهد فتوا بدهد که فلان علم واجب است ، باید [ در مورد ] علم زمان خودش فتوا بدهد و مجتهد دیگر هم [ درباره ] علم زمان خودش از این نظر فتوای مجتهدها در هر زمانی تغییر میکند بدون آنکه در آن دستوری که روح اسلام است کوچکترین تغییری پیدا شده باشد ، چون اینها - همان طوری که قبلا عرض کردیم - به شکل اجرایی بر میگردد شرط اصلی در همه اینها ، اجتهاد و استنباط صحیح یعنی دخالت صحیح عقل است علمای امت - که در اسلام وظایف بسیار سنگینی به عهده شان گذاشته شده - هستند که باید این پیچ و لولاها را گردش دهند و به حرکت درآورند آنها هستند که باید بفهمند واجب کفایی در چیست ، و آنها هستند که باید خصوصیات زمان خودشان را تشخیص دهند و بعد بگویند آن واجب کفایی اسلام ، در این زمان با این وسائل انجام میشود و در زمان دیگر با وسائل دیگر ، اینها را به حسب زمانها تشخیص بدهند پس معلوم میشود اجتهاد و عقل نقشی بسیار اساسی در این مسائل دارد . مثال دیگر : اسلام راهی باز کرده است به نام باب " تزاحم " ، ریشه اش هم این است که احکام اسلام زمینی است ، یعنی بر اساس یک سلسله مصالح است و حدود و درجه آن مصالح را یا خود اسلام بیان کرده که این در چه درجه است ، آن در چه درجه ، یا اگر بیان نکرده ما به حکم دلیل عقل میتوانیم بفهمیم که این در