اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
اکرم بسیاری از کارها را به حکم اختیاراتی که به او - به عنوان صاحب
مسلمین - داده شده ، انجام میداد و لهذا خیلی چیزها را در فواصل مختلف
نهی میکرد ، امر میکرد ، باز نهی میکرد و باز امر میکرد ، اختیار داشت ،
هیچکس هم نمیگفت که این " نسخ " است مثل مساله متعه به اتفاق شیعه و
سنی پیغمبر در زمان خودش متعه را یک جا اجازه داد ، یک جا منع کرد ،
باز یک جا اجازه داد ، یک جا منع کرد سنی ها هم این را قبول دارند
دلیلش این است که اصل این کار جایز است ولی حاکم یک جا میتواند اجازه
بدهد که انجام بدهید ، یک جا هم بگوید انجام ندهید یک جا مورد احتیاج
بوده ، اجازه داده ، جای دیگر احتیاج نبوده ، صرف شهوترانی بوده ،
پیغمبر اجازه نداده است .
پس موضوع اختیارات وسیع حاکم ، راهی است که اسلام در بطن خودش قرار
داده برای آسان بودن انطباق با نیازهای واقعی ، نه با پسندها که همیشه
ایندو با هم اشتباه میشوند و ما [ به غلط ] پسند زمان را مقیاس میگیریم
دینی که با پسند مردم بخواهد انطباق پیدا کند دین نیست ، همان " « لو
اتبع الحق اهوائهم »" [١] است دین آمده که پسندها را بر اساس
نیازها [ با دستورات خود ] تطبیق دهد ولی خودش هم باید با نیازهای
واقعی و فطری هماهنگ باشد .
- " برای جلوگیری از این نوع تصادفها و تضادها چه فکری در اسلام شده
است ؟ "
این راهش روشن است وقتی که ما میگوییم " عقل " ،
[١] مؤمنون / . ٧١