اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
گفتند : وضعیت اسب و اسب داری جوری بود که امیرالمؤمنین به حسب
مصلحت آن زمان از اختیاراتی که به عنوان یک ولی امر شرعی داشتند ،
استفاده کردند و زکات اسب را وضع کردند ، ممکن است زمان دیگری مشابه
زمان ایشان باشد که باز زکات اسب واجب میشود ، و ممکن است تغییر کند
و زکات اسب واجب نباشد .
پس حتی حاکم شرعی میتواند در موارد مخصوصی [ چیزهای دیگری را هم مشمول
زکات کند ] اگر ما آن نه چیز را به عنوان اصول ثابت قبول بکنیم - که
بعضی ها در همانش هم تردید دارند - معنایش این است که آن نه چیز به هر
حال در همه زمانها زکات دارد و حاکم اسلامی نمیتواند آن را کم و زیاد کند
، آن ثابت است و غیر آن در اختیار حاکم اسلامی یعنی در اختیار مصالح
اسلامی است ، اگر مصلحت ایجاب کرد برای اتومبیل هم به قول شما زکات
وضع میکند ، در صورتی که اتومبیل از آن نوع نیست ، یا برای محصول دیگری
مثلا چغندر قند ، ولی آن در اختیار حاکم اسلامی است و ما بعد خواهیم گفت
که یکی از عواملی که کار انطباق اسلام با مقتضیات [١] [ زمان و به
عبارت بهتر ] با نیازمندیهای زمان را آسان میکند ، اختیارات بسیار
وسیعی است که خود اسلام به حاکم شرعی داده [٢] دلیلش خود کارهای
پیغمبر است پیغمبر
[١] من از این کلمه " مقتضیات " خیلی خوشم نمیآید ، باید بگوییم " نیازهای زمان " چون مقتضیات ممکن است با هواهای نفسانی یا با پسند زمان اشتباه شود ما طرفدار انطباق اسلام با پسند زمان نیستیم ، پسند زمان باید خودش را با اسلام منطبق کند ، ولی طرفدار انطباق اسلام با نیازمندیهای واقعی زمان هستیم ، یعنی خود اسلام طرفدار این مطلب است . [٢] این را مرحوم آقای نائینی در کتاب تنبیه الامة و آقای طباطبایی در مقاله " حکومت و ولایت " بیان کرده اند ، دیگران هم ذکر کردهاند .