اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
عملا در میروند خیلی کم اتفاق افتاده مواردی که یک فقیه به آن ولایت فقیهانه ای که دارد عمل کرده باشد خود فقیه در موارد خاصی نوعی ولایت دارد بسیاری - حتی از معاصرین ما - این فتوا را صریح گفته اند ، ولی در عمل کم اتفاق افتاده این قضیه را مرحوم آقا میرزا سید علی کاشی که اهل کاشان بود از پدرش ، که شاگرد مرحوم میرزای شیرازی بوده ، در همین تهران نقل کرد که در زمان میرزای شیرازی زن و شوهری بودند - ظاهرا شوهر روحانی و اهل علم بوده که کار ازدواجشان به شقاقی کشیده شده بوف و هر چه میکردند ، اصلاح نمیشد ، دائما هم میآمدند نزد مرحوم میرزا شکایت میکردند مرحوم میرزا افراد زیادی را مامور کرده بود که بروید کاری کنید که آنها اصلاح کنند ولی آخرش نشد بر میرزا محرز شد که این [ اختلاف ] دیگر قابل اصلاح نیست روزی در حالی که میرزا آماده درس بود و شاگردها همه جمع بودند ، یکمرتبه این زن آمد داد و فریاد کرد ، معلوم شد باز جنگی بینشان شروع شده مرحوم میرزا همان جا به مرحوم آقای صدر - که اغلب به او میگفته بروید این کار را اصلاح کنید - گفت " آقا برو طلاقش را بده " مرحوم آقای صدر خیال کرد ایشان میخواهد بگوید برو شوهرش را راضی کن گفت : " آقا من هر کاری میکنم راضی نمیشود " گفت : " نمیخواهد ، لزومی ندارد ، برو من میگویم " . رفت و طلاقش داد . بنابراین تازه مساله منتهی میشود به طلاق قضایی ایشان بر این اساس ایراد گرفته اند که پدر به حکم ولایتی که دارد هر جور دلش خواست یک کاری انجام میدهد ، بعد ازدواج به هر صورتی که در آمد ، باید برای ابد باقی بماند و این کار ضد عقل و ضد منطق است نه ، ما [ چیزی ] به این صورت نداریم .