اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
ما نمیتوانیم به فقهای امروز عیب بگیریم که شما میگویید " عقل یک
دلیل استنباط است " پس چرا با کشفی که امروز شده ، به حلیت گوشت
خوک فتوا نمیدهید ؟ او هم میگوید : ما از خود عقل میپرسیم که جناب عقل
! جناب علم ! آیا تو دلیل قاطع داری که غیر از این چیز دیگری وجود ندارد
و در آینده هم کشف نخواهد شد ؟ یا میگویید ما این را فعلا کشف کرده ایم
، شاید چیز دیگری هم باشد ؟ بنابراین این جور چیزها نقضی بر بیانی که ما
عرض کردم نیست .
" ظاهرا چنین چیزی در اسلام نیست که پدر بدون کسب موافقت دخترش او
را به ازدواج کسی در بیاورد میگویند دختری به حضرت پیغمبر شکایت کرد که
پدرم بدون موافقت من میخواهد مرا به کسی بدهد ، پیغمبر فرمود : تو راضی
هستی ؟ گفت : نه ، فرمود : برو ، او بیخود میگوید " .
دو مساله است : یکی این که آیا پدر بر دختر کبیر ولایت دارد یا نه ؟
بدون شک ولایت ندارد ، یعنی اختیار با خود دختر است اما این بحث ، هم
در احادیث و هم در فتواها مورد اختلاف است که در مورد دختر با کره [١] آیا اجازه پدر هم شرط است یا نه ؟ یعنی گذشته از این که خودش باید [
راضی ] باشد آیا اجازه پدر هم شرط است یا نه ؟ بعضی میگویند شرط است ،
بعضی میگویند شرط نیست ، ولی در این که پدر مستقلا نمیتواند تصمیم بگیرد
، بحثی نیست .
آقا مهندس کتیرایی سؤالشان در مورد موضوع دیگری بود و
[١] درباره زن بیوه این بحث هم نیست .