اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
" آنچه مورد گفتگو و تردید است ، مفاهیم کلمات و در نتیجه مفاهیم قضایاست که به تناسب زمان در حرکت و تحول است مفاهیم در تغیر و تحول است و در نتیجه شکل قضایا را نیز ثابت و لا یتغیر حفظ نمیکند " . میگویند شکل قضایا تغییر نمیکند ، ولی مفهوم قضایا تغییر میکند وقتی که مفهوم قضایا فرق کرد ، شکل قضیه به تبع مفهوم تغییر میکند . " فی المثل دزدی و تجاوز به مال غیر در هر حال نکوهیده و محکوم است " . این شکل قضیه دزدی نباید بشود میگوید این ، تغییر نمیکند هیچوقت در هیچ جایی شکل قضیه عوض نمیشود ، یعنی زمانی نخواهد آمد که بگویند دزدی خوب است ، ولی خود مفهوم تغییر میکند ، یعنی اینکه " دزدی چیست ؟ " تغییر میکند پس دو جور تغییر است : یک وقت ما میگوییم اسلام میگوید دزدی محکوم است و دست دزد باید بریده شود ، زمانی نخواهد آمد که بگویند دزدی خوب است ، ولی اینکه " دزدی چیست ؟ " تغییر میکند ، در زمانی یک معنی میدهد و در زمان دیگر معنی دیگر . " اما دزدی چیست ، با پیشرفت زمان و تکامل انسان و بر حسب استنباطی که فرهنگهای مولود رژیمهای سیاسی و اقتصادی مختلف از آن میکنند ، مختلف است یکی از بزرگان مکتب اقتصادی متمایل به چپ و مرام اشتراکی میگوید " مالکیت یعنی دزدی " ، در حالی که در مکتب سرمایه داری ،