اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
فرزند در دامن والدین ، اصلی است که باید برای همیشه باقی بماند اما اگر به حکم عقل و علم صد در صد بر ما ثابت شود که مصلحت بشریت ایجاب میکند که فعلا آن جور نباشد ، هیچ مانعی هم ندارد که همان حرفها را بزنیم در آن صورت حقوق والدین کمتر میشود ، اسلام هم که گفته ، در آن شرایط گفته است ، شرایط که تغییر کرد ، [ تغییر قوانین ] مانعی ندارد ولی ما این مطلب را باید از اساس مطالعه کنیم که آیا حرف درستی است یا نه ؟ این بحثی که آقای مهندس طرح کردند ، بحث خوبی است ولی یک مقدار باید آن را بسط داد که قوانین اسلام چهار دسته است : یک دسته به روابط انسان با خدا مربوط است ، دسته دیگر به روابط انسان با خود ، دسته سوم به روابط انسان با طبیعت ، و دسته چهارم به روابط انسان با انسان ، و همین جور علی الامیال نگوییم " چون دنیا متغیر است ، همه چیز تغییر میکند " باید ببینیم چه تغییرات جبری و لازم و ضروری در جهان به وجود آمده است که ایجاب میکند ما در ارتباطمان با خدا یا با خودمان یا با طبیعت و یا با انسانها تجدید نظر کنیم ، [ و گرنه ] ما به این کلیت قبول نداریم قبلا هم گفتیم باید برویم دنبال موارد و مصادیق و جزئیات . ما در جلسه پیش طرح کردیم که به گفته فقها " وضع احکام اسلامی از نوع قضایای حقیقیه منطق است نه از نوع قضایای خارجیه " خلاصه مطلب این است که اسلام به افراد کار ندارد ، بلکه حکم را روی حیثیات و عناوین کلی میبرد و این کار نوعی قابلیت انعطاف ایجاد میکند . مساله دومی که ایشان ذکر کرده اند این است که میگویند :