اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
بدهید کجا چنین چیزی هست بله ، یک وقت هست که ظاهر قرآن و سنت - نه نص قاطع آنها - مطلبی را میگوید و عقل به طور قاطع بر ضدش میگوید ولی ظاهر قرآن غیر از نص قرآن است خود حکم عقل ، دلیل بر این است که آن ظاهر مقصود نیست ما از ظاهر قرآن و سنت به حکم دلیل قاطع عقل ، دست بر میداریم این ، تعارض قرآن و عقل نیست . گاهی اوقات نص قرآن یا نص سنت است و یک دلیل ظنی عقلی ، یک تخمین عقلی ، یک حدس عقلی ، شما آن را معارض قرار میدهید میگویند تخمین و ظن و گمان ، نه ، آنجایی که حکم عقل به مرحله قطعی رسیده باشد اما این که بگویید جایی را پیدا کنیم که قرآن یا سنت به طور قاطع - که هیچگونه هم تاویل پذیر نیست - چیزی را گفته است و عقل به طور قاطع بر ضدش میگوید ، این فقط یک " اگر " است که وقوع ندارد شما بیایید مثالش را به ما نشان بدهید این مساله هم به همین شکلی که عرض میکنم در کتب فقها مطرح شده است و فقها تا این حد پیشروی کرده و جلو رفته اند . بنابراین اگر در جایی مقتضیات زمان عوض شد به طوری که برای علم و عقل صد در صد ثابت شد که مصلحت این طور تغییر کرده ، [ فقها ] میگویند : معنایش این است که زیر بنای حکم تغییر کرده وقتی زیر بنای حکم تغییر کرد ، خود اسلام [ تغییر حکم را ] اجازه میدهد ما در اسلام نداریم که گفته باشد یک چیزی برای ابد رو بناست یا برای ابد زیربناست و عقل بگوید اینجا زیربنا تغییر کرد اگر دارید ، مثالش را ذکر کنید ، ببینیم چه مشکلی است تا آن را حل کنیم پس عقل عاملی است که مناطات احکام را - البته نه در همه جا بلکه در مواردی - کشف میکند ، در مواردی به ملاکات