اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
پیش فتوا میداد که فلان چیز حرام است ، مجتهد زمان بعد همان چیز را با در نظر گرفتن شرایط جدید ، فتوا میدهد که واجب است . از جمله موارد باب تزاحم ، مواردی است که مصلحت فرد - یعنی حکمی که به خاطر مصلحت فرد است - با مصلحت اجتماع تزاحم و تعارض پیدا میکند ( البته در همه موارد این طور نیست ، ولی گاهی پیش میآید که مصلحت فرد با مصلحت جمع تعارض پیدا میکند ) خیلی واضح است : برای اسلام همه فردها علی السویه هستند ، ولی وقتی که پای مصلحت یک فرد در میان است یا مصلحت جمع ، بدیهی است که آن جمع ، همین فرد است به علاوه هزارها یا میلیونها نفر افراد دیگر ، یعنی مصلحت فرد در آنجا هزارها یا میلیونها برابر شده است [ در اینجا ] فرد را فدای جمع میکند . در کتاب طاعون آلبر کامو مباحثه ای است میان کامو و سارتر کامو مدعی است در جنگها بی گناهان به هیچ وجه نباید کشته شوند و لو به این عنوان که کشتن اینها مقدمه ای است برای خاموش کردن یک فتنه بزرگتر ، و سارتر مدعی است که نه ، در جایی که یک بی گناه ، وسیله قرار گرفته در دست یک عده جنایتکار و ما اگر بخواهیم رعایت بی گناهی آنها را بکنیم ، دست جنایتکاران را بازتر کرده ایم ، اینجا رعایت آن بی گناه کمک به آن جنایتکار است و خودش نوعی جنایتکاری است . این مساله در اسلام ( در کتاب جهاد ) به این شکل مطرح است که اگر دشمنی مهاجم که برای جامعه اسلامی خطر دارد ، میخواهد حمله کند و آثار حمله اش هم پیش بینی میشود که [ اگر ] بیاید چه آثار سوئی دارد ، برای اینکه مانع دفاع و حمله ما بشود به عده ای از مسلمانهایی که در دست او اسیرند - که بدون شک بی گناه