اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
دوست هستند ؟ همدیگر را دوست داریم و به خاطر این که یکدیگر را دوست داریم معاشرت میکنیم ، جلسات تشکیل میدهیم ، به خانه یکدیگر میرویم ولی اگر روان بشر را بشکافند [ معلوم میشود که ] دوستی هم اصالت ندارد ، انسان شخصی را دوست دارد که دوستی او برای معاشش مفید باشد ، از همان لحظهای که دوستی با یک دوست برای معاش انسان مفید نبود ، تدریجا این دوستی رو به خاموشی میرود و بعد از بین میرود ، امور دیگر نیز از همین قبیل است . اگر این حرف را بگویند ، جوابش را کی باید بدهد ؟ جواب این را [ علم ] روانشانسی باید بدهد که کارش تحقیق درباره غرایز بشر است قدر مسلم روانشناسی این نظریه را نمیپذیرد ، علم امروز و روانشناسی امروز این نظریه را نمیپذیرد که در وجود بشر تنها یک غریزه اصیل وجود دارد و آن همان غریزه تلاش برای معاش است حتی افرادی هم که افکار مادی دارند ، منکر این حرفند . راسل معتقد است که سه غریزه در وجود انسان اصالت دارد : یکی همین غریزه تلاش برای معاش ، و دیگر غریزه جنسی و سوم غریزه برتری طلبی و قدرت طلبی . دیگران برای حقیقت جویی در انسان اصالت قائلند ، یعنی معقدند انسان به حسب سرشت و فطرت ، حقیقت جو ، کاوشگر و علم طلب آفریده شده است ، بنابراین برای علم اصالت قائل هستند ، برای هنر و زیبایی و اخلاق و مذهب اصالت قائل هستند ، یا اگر نگوییم که به طور کلی چنین نظریاتی هست ، لااقل در علم امروز این مسائل مطرح است و هنوز اینها به یک مرحله قطعی نرسیده است که غرایز اصیل بشر چیست ؟ دانشمندترین دانشمندان هم در این مسائل