اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
میگذارد و هم وجدان روی شرایط مادی ، تاثیر متقابل دارند بدون این که یکی از ایندو را علت و دیگری را معلول ، یکی را اصل و دیگری را تابع بدانیم ، دو عنصر هستند از عناصر این عالم و دو عامل هستند از عوامل این عالم ، مثل همه عوامل عالم که گاهی این روی آن اثر میگذارد و گاهی آن روی این اثر میگذارد ، اینها هم روی همدیگر اثر میگذارند ، شرایط زندگی روی وجدان اثر میگذارد ، وجدان هم روی شرایط مادی اثر میگذارد . " منظور از شرایط مادی زندگانی کدام است ؟ در اجتماع ، غنی و فقیر وجود دارد شیوه اندیشه این دو گروه متفاوت است حتی درباره یک مساله واحد ، یکسان نمیاندیشند ( چون او در شرایط فقر زندگی میکند ، این در شرایط غنا " . بعد میگوید حتی فقر و غنا ( یعنی میزان درآمد ) هم ملاک نیست ، طبقه اساس است ، ممکن است کسی جزو طبقهای باشد که در آمدش از آنکه در طبقه دیگر است بیشتر است ، مثلا یکی از طبقه کارگر باشد و درآمدش از کسی که در طبقه بورژواست بیشتر باشد ، ولی معذلک وجدانش وجدان طبقاتی باشد نه درآمدی این را بعد به این شکل اصلاح کرده است : " فقر و بینوایی عبارت است از : " شرایط زندگی " اینک باید دید چرا در دنیا غنی و فقیر وجود دارد که در نتیجه شرایط زندگی بشر مختلف باشد ؟ گروهی از مردم که دارای شرایط مادی مشترک باشند ، تشکیل طبقه میدهند ، ولی مفهوم طبقه به فقر و غنا اطلاق