اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
" این توجیه که افکار ، حاصل مغز است ، به صورت ظاهر یک تعریف
مادی است وقتی از مغز دیبرو [١] صحبت میشود ، در حقیقت منظور همان
افکاری است که از مغز او تراوش میکند نه خود او این ، تئوری مادی مخلوط
و ناصوابی است که تمایلات ایدهآلیستی را در پرده افکار میگنجاند " [٢] .
بعد این جمله را از فویر باخ - که یک مادی معروف است - نقل میکند که
:
" هر آنچه انسان را بر انگیزد ، ناچار بایستی به مغز رسیده باشد (
معلوم است ، انسان کارش اختیاری است و کار اختیاری یعنی تابع اندیشه و
اراده ) منتها شکلی که آن امر در مغز پیدا میکند ، بیش از هر چیز بسته
به شرایط زندگی است " [٣] .
فصلی تحت عنوان " موجود اجتماعی و وجدان " باز کرده است و در آن ،
سخن معروف مارکس را نقل میکند که :
" وجدان افراد ، وجود اجتماعی آنها را نمیسازد ، وجود اجتماعی افراد
است که وجدان آنها را میسازد " [٤] .
میگوید :
Dibero[١] فیلسوف فرانسوی . [٢] همان ماخذ . [٣] همان ماخذ ، ص . ١٩٥ [٤] همان ماخذ .