اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
به میان میآورد ، یعنی یک عامل جنسی را به میان میآورد و گاهی این عامل را عامل اصلی معرفی میکند مسلم این نظر مبالغه است ، ولی در اغلب حوادث تاریخی ، ثابت کردهاند که پای یکچنین عاملی در کار بوده است . آقای دکتر صاحب الزمانی کتابی نوشته است به نام دیباچهای بر رهبری که البته از نظر مذهب شیعه انتقادهایی - مخصوصا در قسمتهای اول - دارد ، ولی کتابی است که در موضوع خودش بسیار خوب است ، مخصوصا در مسائل مربوط به اسلام و ایران که در اواخر کار کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران این کتاب به دستم رسید و مطالعه کردم و در قسمتهای اخیر کتاب خدمات متقابل توانستم از آن استفاده کنم . تعبیری در این کتاب دارد ، میگوید : بعضیها دچار گزافه گویی و بیماری تک سبب بینی هستند ، یعنی همیشه توجهشان به یک سبب است ، در صورتی که اجتماع را با یک عله العلل اجتماعی نمیتوان شناخت بعد ایشان همین عامل جنسی را طرح میکند ، میگوید در بسیاری از حوادث تاریخی ، این عامل تاثیر داشته است ، از جمله در فتح ایران به دست اعراب . مقصودش این است که دو جریان تاریخی در داخل ایران پیش آمد که صد در صد جنبه جنسی داشته و همانها تاثیر فراوانی در انحطاط ایران و شکست ایرانیها داشت ، یکی همان داستان معروف خسرو پرویز و نعمان بن منذر است ، که ما قبلا در ناسخ التواریخ و خوانده بودیم . حکومتی عربی در حیره که مرکزش نزدیک کوفه فعلی بود ، در قسمتی از عراق فعلی که مجاور با ایران قدیم بود وجود داشت .