اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
طرف مهندسین شهرداری تعیین میشود و مردم در آن دخالتی ندارند ، در داخل این طرح مردم آزادی دارند که خانه های خودشان را به هر شکل و کیفیتی که دلشان خواست بسازند آن طرح کلی ، ثابت است و آنچه که قابل تغییر است و شهرداری هم اجازه تغییر میدهد ، [ شکل و کیفیت خانه هاست ] ، اینجا را میخواهیم این جور بکنیم ، آنجا را میخواهیم آن جور بکنیم ، [ میگوید مجازید ] فرض کنید خانه های خودمان را با چوب ساخته بودیم ، بعد تیر آهن پیدا شد ، آن را خراب میکنیم دو مرتبه با تیر آهن میسازیم ، [ شهرداری هم مانع نمیشود ] زندگی بشر هم یک جنبه های ثابت دارد و یک جنبه های متغیر در داخل جنبه های ثابت . حال بحث ما درباره اسلام این خواهد بود : اگر این اصل کلی ثابت شد که واقعا زندگی بشر این جور است : یک جنبه های ثابت کلی دارد که حکم مدار حرکت را دارد و یک جنبه های متغیر که حکم مراحل حرکت را دارد همان طور که هر ستارهای هم متحرک است هم ثابت ، " متحرک است " یعنی در دو لحظه در یک نقطه نیست ، و " ثابت است " یعنی مدارش ( مسیرش ) ثابت است ، از مدار خودش یک میلیمتر هم تخلف نمیکند و در مدار خودش حرکت میکند - آن شرایطی که مدار را در زندگی بشر تعیین میکند یعنی مسیر حرکت را تعیین میکند باید ثابت بماند ، اما اگر شرایطی است مربوط به مرحله زندگی ، باید تغییر کند ما راجع به اسلام باید ببینیم که آیا توجه اسلام به مسیر و مدار زندگی بشر و به کادر زندگی و کادر حرکت است یا به مرحله ها ؟ میبینیم یک سلسله از قوانین معمولی ما قوانین مداری است نه قوانین مرحله ای گفتیم که مقررات اسلام یا به روابط انسان با خدا