اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
جاویدان و غیر قابل تغییر و نسخ میدانند ، او هم مارکسیسم را چنین میداند ) در کتاب مادیت و انتقاد تجربی ، لنین درباره مارکسیسم این جور گفته : شما نمیتوانید حتی یکی از فرضیات اساسی یا یک جزء ذاتی از فلسفه مارکسیسم را حذف کنید بدونه آنکه ترک حقیقت واقعی کرده باشید و بدون آنکه در آغوش دروغهای ارتجاعیون بورژوا قرار گرفته باشید فلسفه مارکسن مانند یک قطعه محکم پولاد است " . پس ، از نظر این آقایان ، مارکسیسم لااقل در اجزاء ذاتی اش [ لایتغیر است ] باز در همین کتاب نقل کرده اند که لنین بدون آنکه بگوید که من دارم تغییراتی در مارکسیسم میدهم ، زیرکانه تغییرات زیادی در آن داده است ، ولی در عین حال باز این مطلب را قبول میکند که اصول مارکسیسم ، تغییر ناپذیر است ، مثل پولاد محکم است و تغییر نمیکند . این استثنا از کجاست ؟ ! اگر همه چیز تغییر میکند ، پس مارکسیسم هم باید تابع شرایط تاریخی خودش باشد شرایط تاریخی به عقیده شما نمیتواند ثابت بماند ، پس مارکسیسم هم نمیتواند ثابت بماند باز عبارت دیگری در این زمینه گفته اند : " لنین گفته است بهترین قسمت فلسفه اجتماعی مارکس ، این فرضیه است که سیستم تولید اقتصادی ، دستگاهی است که کلیه مؤسسات ایدئولوژیک و اجتماعی جامعه بر آن بنا شده است به عقیده مارکس تصورات یا افکار و ایده ها در یک جامعه ، معرف عین حقیقت نیست ، بلکه صور مبهم و معمایی از آن را جلوه میدهد ، در حالی که محرکات ایده آلی ، اسباب و علل اصیلی نبوده ، نیروی جبری منافع و روابط