اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
راجع به ایدئولوژیهای بشر میگویند : " اینها در عین آنکه با هم اختلاف فاحش و گاهی مخالفت دارند ، ولی هر کدام در ظرف مکانی و زمانی خود و در چارچوبی که آنها را به وجود آورده است - که بسیاری از طرحها معلول شرایط خاص زمانی و مکانی هم هست - اگر نگوییم صد در صد درست و مفید بوده ، ولی از جهات زیادی قابل دفاع بوده است ، اما خارج از آن چارچوب یعنی در شرایط دیگر ، ارزش و اثر خود را از دست دادهاند " . بعد وارد حرف کارل مارکس میشوند که گویا خودشان هم قبول ندارند ، او این سخن را به صورت یک اصل کلی ذکر میکند ، میگوید : " هیچ نوع نظم اجتماعی پیش از آنکه تمام نیروهای تولیدی مربوط به آن ( چون پایه و اساس ، نیروهای تولیدی است ) به درجه تکامل برسند از میان نمیرود ، و هیچگاه قبل از آنکه شرایط وجودی روابط در رحم جامعه سابق پخته و رسیده شود ، روابط تولیدی جدید و عالی تر به ظهور نخواهد رسید " . خود روابط تولیدی ، یک جریان علت و معلولی را طی میکند ، همین طور که اینها دوره ها را از نظر اقتصادی تقسیم بندی کرده اند به دوره اشتراک اولیه ، بعد دوره مالکیت و بردگی و فئودالیسم ، بعد دوره بورژوازی ، دوره کاپیتالیسم و بعد هم دوره سوسیالیزم ، که آن روابط تولیدی که جبری و مادی و - لازمه حرفشان است اگر چه قبول نمیکنند - صد در صد خارج از