اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
این که قرآن مجید در مورد سنتها [ تاکید دارد ] و بالخصوص که سنتها را
در تاریخ بشر پیاده میکند و میگوید : " « فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن
تجد لسنة الله تحویلا »" [١] این تعبیر دیگری است از همان جبر تاریخ
، یعنی " سنن لایتغیر در زندگی بشر " این که قرآن میگوید : " « ان الله
لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » " [٢] که سرنوشت بشر را به
وضع روحی و فکری و اخلاقی خود بشر مربوط میکند و [ میگوید ] تا این تغییر
نکند ، محال است آن تغییر بکند ، تعبیر دیگری است از جبر تاریخ .
این مطلب به صورت کلی مورد قبول است ، ولی تلقی افراد از جبر تاریخ
از دو نظر مختلف است : یکی از این نظر که علل حاکم بر تاریخ چیست ؟ آن
کسی که علت حاکم بر تاریخ را فقط مادیات میداند ، جبر تاریخ را هم فقط
جبر مادی میداند ، ولی اگر ما معتقد شدیم که عوامل حاکم بر تاریخ ، منحصر
به جنبه های مادی و بالخصوص اقتصادی زندگی بشر نیست و جنبه های معنوی -
معنوی در مقابل این مادی [٣] - و عوامل دیگری هم در گردش تاریخ نقش
دارند ، باز هم قائل به جبر تاریخ هستیم ولی [ این جبر ] منحصر به جبر
مادی نیست بنابراین ما جبر تاریخ را نفی و انکار نمیکنیم ، ولی اگر "
جبر تاریخ " به مفهوم جبر مادی اقتصادی تاریخ و خلاصه " جبر اقتصادی "
باشد ، قابل مناقشه است .
دیگر این که معنای جبر تاریخ این است که تا علل تاریخی هستند ،
معلولات تاریخی هم جبرا وجود دارند ، آن علل تاریخی که
[١] فاطر / . ٤٣ [٢] رعد / . ١١ [٣] [ مقصود جنبه های معنوی در مقابل جنبه های اقتصادی است ] .